عبارتست از یک اختلال واضح درعملکرد شناختی که در آن بطور مشخص حافظه و یادگیری دچار اشکال می شود و هم چنین هوشیاری نسبت به زمان و مکان و اشخاص کاهش می یابد. بطور کل یادگیری، تمرکز، درک و توجه در مبتلایان به این اختلال صدمه می بیند و فرد توانائیهای اجتماعی خود را از دست میدهد.
اکثرا در افراد ۶۰ سال به بالا و در زنان، وابستگان درجه اول افراد مبتلا و افرادی که قبلا دچار ضربه مغزی یا سانحه مغزی شده اند، دیده می شود.
طبق آمار ٪۱۵ افراد بالای ۶۵ سال مبتلا به دمانس خفیف و ٪۵ مبتلا به نوع شدید آن می باشند. این آمار در سنین ۸۵ به بالا به حدود ٪۲۵ می رسد.
بیماری آلزایمر نوع شدید و پیشرفته دمانس است که ۵۰ الی ۶۰ درصد موارد را شامل می شود.
از انواع مهم دیگر دمانس، نوع عروقی آن می باشد که حدود ۱۵ الی ٪۳۰ موارد را تشکیل می دهد.
دمانس ناشی از ضربه مغزی، دمانس ناشی از مصرف الکل و مواد توهم زا و دمانس ناشی از بیماریهای مغزی مثل پارکینسون نیز وجود دارد که ۱ الی ٪۵ گزارش شده است.
همانند سایر اختلالات روانپزشکی، دمانس علل زیستی روانی و اجتماعی دارد.
علائم دمانس و آلزایمر = اختلال حافظه، اشکال در تکلم صحیح، فراموشی خاطرات جدید، پرسشهای مکرر، اختلال واضح در عملکرد اجتماعی، اختلال در قضاوت، عدم توانایی حل مساله، اضطراب، افسردگی، بی ربط گویی، بیخوابی، عدم کنترل ادرار و مدفوع و گاهی توهمات شنوایی و بینایی.
هر نوع فراموشی، دمانس نیست. اغلب افراد به دلیل مشغله ذهنی زیاد و یا اضطراب، بعضی مطالب و یا فعالیتهای روزمره خویش را فراموش میکند که به آن اختلال تمرکز می گویند.
در اغلب مبتلایان، این بیماری در مدت ۵ الی ۱۰ سال به حداکثر پیشرفت خود می رسد و با تشخیص به موقع امکان توقف در پیشرفت بیماری و بهبودی نسبی وجود دارد.
هرچه حمایتهای عاطفی افراد خانواده بیشتر باشد. میزان ابتلا کمتر و شانس بهبودی بیشتر است. مبتلایان به دمانس بیش از ۵۰٪ تخت های آسایشگاههای سالمندان را اشغال میکنند.
دکتر پرویز مظاهری
روانپزشک
پایان مقاله