همهٔ مقالاتبهداشت روانی

بهداشت روانی رشد در سنین دبستان

نوشتهٔ دکتر پرویز مظاهری · حدود ۴ دقیقه مطالعه

بهداشت روانی رشد در سنین دبستان

۱۰۰٪

در این سنین، زبان برای بیان عقاید پیچیده و روابط بین اجزای متعدد، مورد استفاده قرار می‌گیرد. تمایل کودک به قوانین و نظم و ترنیب و توانایی او برای اداره خود افزایش می یابد.

مهارت‌های مفهومی کودک رشد می‌کند و تفکر سازمان یافته به شکل منطقی در می‌آید. توانایی تمرکز در سن ۹ یا ۱۰ سالگی بخوبی پدیدار می‌شود و در اواخر این دوره کودک بتدریج به سمت تفکر انتزاعی کشیده می‌شود.

براحتی می‌تواند بنویسد و با هنرمندی نقاشی کند و بازی‌های مختلف را انجام دهد. انتظارات رسمی برای یادگیری مطالب درسی، پیشرفت تحصیلی به عوامل تعیین کننده عمده برای رشد بیشتر شخصیت تبدیل می‌شود.

در این سنین، توانایی اجتماعی شدن، یادگیری و استقلال کودک، افزایش می یابد. دختران و پسران همانند سازی های تازه ای با سایر بزرگسالان حاصل می‌کنند، مثل همانندسازی با پدر و مادر و یا نقش معلم و وکیل. دختراهایی که قادر به همانندسازی با مادر نباشند و یا پدرشان دلبستگی شدیدی به آنها دارند، ممکن است در ۶ سالگی خود تثبیت شده و در نتیجه از مردها، زن‌ها و یا هر دو بترسند و یا به صورت اغواگرانه به آنها نزدیک شوند.

همین وضعیت ممکن است در پسرهایی دیده شود که به دلیل غیبت پدر یا بی تفاوت بودن و یا خشونت، قادر به همانندسازی با پدرشان نبوده‌اند. حتی گاهی مادر، با وابسته کردن شدید پسر بچه به خود یا محافظت افراطی از او مانع همانندسازی وی با پدرش شود. این قبیل پسران ممکن است از مردها بترسند و از احساس مردانگی خود مطمئن نباشند و قادر به ترک مادر و رفتن به مدرسه نباشند و یا مشکلات تحصیلی پیدا کنند.

در این دوره، تعامل با همسالان اهمیت عمده ای پیدا می‌کنند و میل به روابط خارج از خانواده بر روابط خانوادگی تقدم پیدا می‌کند. در حوالی ۹ یا ۱۰ سالگی، کودک توانایی کافی برای دوست داشتن، همدلی و تبادل افکار پیدا می‌کند. هیجانات مربوط به تفاوت جنسیت به صورت هیجان یا شرم در حضور جنس مقابل تظاهر می‌کند.

در سنین دبستان کودکان ترجیح می‌دهند، با کودکان همجنس خود تعامل داشته باشند. میزان قابل توجهی از علایق جنسی در طول این سال‌ها ادامه می یابد، کنجکاوی و بازی جنسی بخصوص در پسرها شایع است، اما در دخترها هم دیده می‌شود.

پسرها آلت تناسلی خود را مقایسه می‌کنند و گاهی به خودارضایی گروهی یا دوطرفه می پردازند.

برخی کودکان در این دوره از رفتن به مدرسه امتناع می‌کنند که معمولاً به اضطراب جدایی مربوط است.

والدین، نسبت به بچه های دختر و پسر واکنش های متفاوتی نشان می‌دهند. استقلال، بازی‌های فیزیکی و پرخاشگری در پسرها، وابستگی، بیان لفظی و جمعیت فیزیکی در دخترها تشویق می‌شوند. اما امروزه پسرها تشویق شده اند که احساسان خود را بیان کنند و علائق سنتی دخترها را پیگیری کنند. دخترها هم تشویق شده اند کارهایی که بطور سنتی متعلق به پسرها بوده، بعهده بگیرند و در ورزش‌های رقابتی شرکت کنند.

از لحاظ زیست شناختی، پرخاشگری جسمانی پسرها بیشتر از دخترها است و توقعات والدین، بخصوص انتظارات پدر این صفات را تقویت می‌کند. دخترها معمولاً به انتظارات و نظرات دخترهای دیگر و معلمین هر دو جنس، پاسخ می‌دهند اما به پسرها توجهی نمی‌کنند، از سوی دیگر پسرها به پسرهای دیگر پاسخ می‌دهند، اما به معلمین و دخترها توجهی نمی‌کنند.

توانایی برای استقلال، یادگیری و اجتماعی شدن، قضاوت در مورد خوب و بد شکل می‌گیرد. تاکید زیاد روی اصول و مقررات و بیان بایدها و بایستی‌ها موجب می‌شود، کودک به جای میل طبیعی به انجام کار، احساس وظیفه پیدا کند.

احساس بی‌کفایتی و حقارت خاص این دوره و علت اساسی آن تبعیض می‌باشد. وحشت شبانه و کابوس خاص این دوران است. تغییر مکان‌های مداوم منزل در این دوران به رشد شخصیت کودک لطمه می‌زند. بایستی در برخورد با افراد ناآشنا و غریبه، قبلاً توضیح کافی در مورد آنان داده شود تا دچار اضطراب و نگرانی نشوند.

کودکان بایستی خودشان نظم و ترتیب را یاد بگیرند و والدین فقط راهنما باشند. نبایستی به کودکان دروغ گفت (حتی دروغ مصلحت آمیز) و یا وعده‌های بی اساس داد.

در این سنین در مشاجرات بین کودکان نبایستی دخالت کرد، زیرا دخالت والدین، به منزله جانبداری از یکی از فرزندان (درست یا غلط) تلقی شده و کودک احساس تبعیض می‌کند.

در اواخر دوران کودکی، بدلیل شروع بلوغ و تسریع رشد جسمانی و تغییرات بدنی، بخصوص در دخترها، اضطراب و نگرانی بوجود می‌آید و سازگاری او را با محیط مشکل می‌سازد و در این زمینه، والدین هم علیرغم تجربه‌های قبلی این ناسازگاری‌ها را دامن می‌زنند.

کودکان در حدود ۱۰ سالگی مفهوم واقعی مرگ را درک می‌کنند و برخلاف سنین پایین‌تر که به آنها می‌گفتند فرد متوفی به سفر رفته است، در اواخر دوران کودکی بهتر است به وی توضیح بدهند که فرد متوفی، بدلیل بیماری یا کهولت سن از بین ما رفته و نزد خدا است.

عوامل بی‌انضباطی در کودکان: خستگی، عدم توجه، ضعف جسمانی، سرخوردگی و وجود مقررات نامناسب در خانواده و اجتماعی، تبعیض قائل شدن بین فرزندان، مشکلات اقتصادی در خانواده، برخورد غلط معلمین و مسئولین مدرسه با دانش‌آموزان، وجود برنامه ها و فیلم‌های مخرب در تلویزیون، استفاده بی رویه کودکان از کامپیوتر و برنامه‌های ماهواره‌ای. بهتر است والدین در این سنین، از روش تشویق و تنبیه منطقی برای کاهش ناسازگاری استفاده کنند، تشویق یعنی تکرار یک رفتار و تنبیه یعنی، تضعیف یک رفتار و بهترین تنبیه، تشویق نکردن و محروم کردن موقتی از بعضی خواسته‌ها.

پایان مقاله

این مطلب جنبهٔ آموزشی دارد و جایگزین ویزیت پزشک نیست.

درخواست نوبت