همهٔ مقالاتمقالات متفرقه

نحوهٔ برخورد کودکان و نوجوانان با سالمندان مبتلا به آلزایمر

نوشتهٔ دکتر پرویز مظاهری · حدود ۵ دقیقه مطالعه

نحوهٔ برخورد کودکان و نوجوانان با سالمندان مبتلا به آلزایمر

۱۰۰٪

از نظر سنی، دوره سالمندی از سن ۶۵ سال به بعد را شامل می‌شود که بعضاً تا ۱۰۰ سالگی و یا بیشتر را شامل می‌شود و در این دوره، بدن در حال پیر شدن و از کار افتاده شدن به کانون دغدغه‌های فرد تبدیل می‌گردد که به نوعی جایگزین اشتغال خاطر میانسالی در زمینه شغل و روابط بین فردی می‌شود.

طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، جمعیت افراد بالاتر از ۶۵ سال در طی یکصد سال یعنی از سال ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰، ده برابر شده در صورتیکه جمعیت کل جهان در این مدت فقط سه برابر شده است افراد سالمند با بیماری، نشانه‌های پیری، فقدان همسر و دوستان، آگاهی مداوم از محدودیت زمان و نزدیک شدن زمان مرگ روبرو هستند.

وضعیت اقتصادی و اجتماعی در دوران سالمندی کاهش می‌یابد و با توجه به بازنشستگی و کاهش درآمد و تا حدودی بیحوصلگی، توجه فرزندان و کودکان و نوجوانان که در حقیقت نوه‌های ایشان هستند، به این افراد کاهش چشمگیری پیدا می‌کند که موجب تشدید افسردگی و اضطراب آنها می‌شود.

یکی از بیماری‌هایی که ویژه این دوران است و در چند دهه اخیر بروز و شیوع آن افزایش یافته، بیماری آلزایمر می‌باشد و کمتر خانواده ای یافت می‌شود که حداقل یک سالمند مبتلا به آن را نداشته باشند.

آلزایمر عبارتست از یک اختلال واضح در عملکرد شناختی که در آن بطور مشخص، حافظه و یادگیری دچار اشکال شده و همچنین هوشیاری نسبت به زمان و مکان و اشخاص کاهش می‌یابد. به عبارت دیگر، یادگیری، تمرکز، درک و توجه در مبتلایان به این اختلال صدمه می بیند و فرد توانائی‌های اجتماعی خود را از دست می‌دهد.

علائم آلزایمر: اختلال حافظه، اشکال در تکلم صحیح، فراموشی خاطرات جدید، پرسش های مکرر، اختلال واضح در عملکرد اجتماعی، اختلال در قضاوت، عدم توانایی حل مساله، اضطراب، افسردگی، بی ربط گویی، بیخوابی، عدم کنترل ادرار و مدفوع و گاهی توهمات شنوایی و بینایی.

در اغلب مبتلایان، این بیماری در مدت ۵ الی ۱۰ سال به حداکثر پیشرفت خود می‌رسد ولی با تشخیص به موقع، امکان توقف در پیشرفت بیماری و بهبودی نسبی وجود دارد.

هر چند حمایت‌های عاطفی افراد خانواده بیشتر باشد، میران ابتلا کمتر، و شانس بهبودی بیشتر است. متاسفانه در عصر حاضر، بدلایل مختلف که عمدتاً ناشی از مشغله افراد می باشد، ارتباط عاطفی و کلامی افراد خانواده کمتر شده و در اغلب خانواده ها، یک یا چند نفر از فرزندان در خارج از کشور و یا در شهرهای دور بسر می برند و والدین در سنین ۶۵ به بالا تنها زندگی می‌کنند. فرزندان و نوه های ایشان حوصله هم صحبتی با آنها را ندارند و علاقه‌ای به موضوعات مورد علاقه ایشان نشان نمی‌دهند. برایشان پرستار می‌گیرند یا آنها را به خانه‌های سالمندان می‌فرستند و حداکثر در ماه یک مرتبه به آنها سرکشی می‌کنند.

اطرافیان یک فرد مبتلا به آلزایمر شامل فرزندان و نوه های آنها می‌شود. فرزندان که خود در سنین جوانی و میانسالی (حدود ۲۵ الی ۵۰ سال) قرار دارند، بدلیل مشغله کاری و خانوادگی و درگیر بودن با مشکلات زندگی که عمدتاً اقتصادی می‌باشد، علیرغم علاقه و احساس مسئولیت، زمان کافی برای سرکشی و مراقبت و توجه به والدین مبتلا به آلزایمر خود را ندارند.

نوه‌ها که در سنین کودکی و نوجوانی (حدود ۷ الی ۲۱ سالگی) قرار دارند، بدلیل اشتغال خاطر با نیازهای خود (بازی کردن، تحصیل و روابط بین فردی با همسالان) و همچنین بیعلاقگی به موضوعات مورد توجه افراد سالمند که اغلب تکراری و در مورد گذشته است و بدفعات بیان می‌شود، وقت کمتری را برای دیدن و ملاقات با آنها می‌گذراند.

بنظر می‌رسد وظیفه نسل میانی یعنی فرزندان، در رسیدگی و توجه به مبتلایان به آلزایمر اهمیت بیشتری داشته باشد. ایشان بایستی بدانند که در سال‌هایی نه چندان دور، این اختلال گریبان آنها را نیز خواهد گرفت و عملکرد آنها در توجه به والدین می‌تواند الگو و سرمشقی برای فرزندان خودشان باشد.

این قبیل بیماران توقع زیادی از فرزندان و نوه های خود ندارند. دیدار و ارتباط کلامی حداقل به میزان نیم ساعت در روز که با خوشرویی و مهربانی و توجه همراه باشد، برای آنها کافیست. این دیدار روزانه و رفتن به منزل آنها می‌تواند بین فرزندان و نوه‌های نوجوان و جوان به نوبت تقسیم شود و حداکثر هر ۲ هفته نوبت به آنها می‌رسد. تلفن زدن نیز روحیه و امیدواری را در آنها افزایش می‌دهد.

بعضی از مردم که بیمار آلزایمری در منزل دارند، با این توجیه که ایشان دچار فراموشی هستند و افراد و صحبت‌ها را فراموش می‌کنند، از مراجعه و دیدار کردن اجتناب می‌کنند، در صورتیکه ثابت شده است، تماس روزانه و صحبت در مورد مسائل مورد علاقه بیمارو تکرار خاطرات، اسامی و عملکرد گذشته بیمار هر چند سریع فراموش شود می‌تواند موجب کاهش سیر پیشرونده بیمار گردد.

توصیه من به همه کودکان، نوجوانان، جوانان اینستکه، یک بیمار مبتلا به آلزایمر، در گذشته فردی فعال و اجتماعی بوده و سال‌ها به اطرافیان و خصوصاً فرزندان خود سرویس دهی توام با عشق و محبت داشتند و در حال حاضر نیز چشمداشتی به دارایی و اموال فرزندان ندارد و با حقوق بازنشستگی امورات وی می‌گذرد. این شرایط در آینده می‌تواند برای همه شما نیز اتفاق بیافتد. عملکرد حق شناسانه و با مهر امروز شما در قبال افراد مسن و کهنسال خانواده در درجه اول موجب احساس رضایت و شادابی خودتان و در درجه بعد موجب احساس مفید بودن، مورد توجه اطرافیان بودن و مورد احترام واقع شدن و هم چنین قدردانی فرزندان از زحمات سال‌های گذشته آنها می‌گردد.

یک بیمار مبتلا به آلزایمر یک مطلب را ممکن است بدفعات سوال و یا تکرار کند و بعضاً مشاهده می‌شود مورد تمسخر و لبخند و کنایه اطرافیان خصوصاً نوجوانان و جوانان قرار می‌گیرد. توجه این عزیزان را به این مطلب جلب می‌نمایم، هر چند ایشان فراموشی دارند ولی عواطف و توانایی درک احساسات هنوز وجود دارد و در آن لحظه خواهند رنجید و این رنجش‌های مکرر موجب کاهش امید به زندگی، در نتیجه تسریع ابتلا به انواع بیماری‌ها خواهد شد.

در پایان به یاد داشته باشیم سه اصل خدمت به دیگران، احترام گذاشتن و عشق ورزیدن، از هنرهای مهم زندگی کردن است.

دکتر پرویز مظاهری

روانپزشک

پایان مقاله

این مطلب جنبهٔ آموزشی دارد و جایگزین ویزیت پزشک نیست.

درخواست نوبت