تمارض رفتاری است که از مدتها قبل تشخیص داده شده بود و بطور سنتی تصور میشد، این رفتارها با ارتش و ارگانهای نظامی مرتبط باشد.
از طرفی بیماری روانی از گذشته های دور مورد توجه افراد متمارض بوده است. بدلیل اینکه تشخیص بیماری روانی بطور علمی و عینی مشکل است.
یونانیها در گذشته تمارض و بیمارنمایی در ارتش راهمان جعل تلقی میکردند و به هرحال آنرا مستحق مجازات مرگ میدانستند، این مجازاتها بعدها تخفیف داده شد و مجازات اینگونه افراد تبدیل شد به اینکه متمارض اجباراً بایستی لباسهای پرنقش و نگار زنانه به تن کند و به مدت سه روز در انظار عمومی ظاهر شود.
کنشنر تمارض را اینگونه تعریف کرده است: تقلید فریبکارانه عمری علائم بیماری یا بزرگنمایی علائم، با قصد آگاهانه برای گول زدن دیگران برای رسیدن به هدف خاصی.
کاپلان و سادوک تمارض را اینگونه تعریف میکند «تولید عملی علائم جسمی یا روانی به منظور رسیدن به اهداف خاص مثل بدست آوردن پول بیمه، یا فرار از زندان و تنبیه».
ویژگی اصلی تمارض بروز کاذبانه علائم جسمی یا روانی بیماری یا اغراق در آنها با انگیزههای بیرونی برانگیخته میشود، از جمله اجتناب از انجام وظایف نظامی، فرار از کار، اخذ غرامت مالی، فرار از پیگرد قانونی، تفاوت تعارض با اختلال ساختگی در این است که؛ در تمارض انگیزه ایجاد علائم یک انگیزه بیرونی است، در حالی که در اختلال ساختگی انگیزه بیرونی وجود ندارد.
شواهد حاکی از وجود یک نیاز درونی به ادامه ایفای نقش بیمار در اختلال ساختگی است.
در اختلال ساختگی یک سری از نیازهای درونی خود را بصورت یک تمایل نسبتاً شدید برای اینکه فرد خود را بسیار فرض کند نشان میدهد. ممکن است تمارض فرد به منظور کسب منافع مادی باشد.
با انتشار چاپ سوم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی تمارض بطور رسمی در فهرست موارد روان پزشکی قرار گرفت. DSM-IV تمارض را بعنوان حالتی تلقی میکند که نمی توان آلزایک بیماری روانی در این طبقه بندی محسوب کرده شیوع تعارض در بین بیماران روانی مراجعه کننده به درمانگاههای شهری یک درصد تخمین زده شده است و برای نیروهای نظامی ٪۵ تخمین زده شده است.
به نظر میرسد تمارض در جوامع خاصی مثل: ارگانهای نظامی، زندانیان، و مدعیان در دادگاهها و در جوامع غربی در مردان از سنین جوانی تا میانسالی شیوع بیشتری دارد. اختلالات مرتبط با تمارض شامل اختلال سلوک اختلال اضطرابی در کودکان و اختلال جامعه ستیزی در بزرگسالان میباشد.
در هرگونه تجزیه تحلیل سبب شناسی رفتاری تعارضی، باید عوامل فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرند.
افراد معمولاً به یکی از علل سه گانه تعارض میکنند: ترس، شرم، یا امید به کسب منفعق. بنابراین، فردی که به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شده است، برای فرار از خدمت وظیفه، گرا به منظور اجتناب از کارگری کردن، و سوء استفاده از بودجههای عمومی یا خصوصی و مجرم به منظور اجتناب از کیفر یا تنبیه، تظاهر به ابتلا به بیماریهای مختلف میکند. روح انتقام و امید به دریافت خسارت بیش از حد، نیز تا حدی باعث بزرگنمایی بیماری و تظاهر آن بصورت بیماریهای جدی و قابل توجه میشود انتظار میرود متمارض قرن بیستم به امید رسیدن یکی از مقاصد ششگانه نیز دست به تمارض خواهد زد.
۱. اجتناب از مسمومیت جنایی، محاکمه و مجازات
مجرمین ممکن است خود را فاقد رشد و توانایی نشان بدهند تا از محاکمه شدن در امان بمانند. آنها ممکن است بخواهند وانمود کنند که در زمان ارتکاب جرم دیوانه بودهاند، ممکن است برای اینکه خود را مستحق تخفیف در مجازات نشان بدهند تمارض کنن؛ یا برای جلوگیری اعدام خود را بسیار ناتوان و از نظر عقلی فاقد توانایی نشان بدهند.
۲. اجتناب از انجام خدمت نظام وظیفه یا وظایف ویژه و خطرناک
افراد ممکن است به منظور خودداری از انجام خدمت نظام وظیفه در نیروهای نظامی دست به تمارض بزنند، و وقتی به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شوند، احتمال دارد برای احتراز از انجام وظایف خطرناک یا شاق تظاهر به بیمار بودن بکنن.
۳. منافع مالی
تمارض کنندگان امروزی در اشکال مختلف ممکن است بدنبال منافع مالی باشند از جمله دریافت بی مورد حق بیمه معلولین، غرامت کارگران، غرامت بدلیل آسیب های روانی
۴. تسهیل انتقال از زندان به بیمارستان
زندانیان ممکن است به امید کسب این موقعیت که به بیمارستان روانی منتقل شوند دست به تمارض بزنند و بیمارستان جایی است که آنها میتوانند به فرار از آنجا امیدوار باشند یا اینکه در آنجا اوقات بهتری را داشته باشند. به هر حال وضعیت زندان نیز ممکن است باعث استفاده از فریبکاری و جعل ماهرانه بشود. دورنمایی حضور در بخش روانی برای مدتی نامعلوم، ممکن است سبب شود تا فردی که حاضر است به منظور کتمان نیرنگ خود دست به هر تلاشی بزند، به علائم واقعی بیماریهای روانی عادت کند.
۵. پذیرش در یک بیمارستان
در رابطه با افراد خانه به دوش او عدم پذیرش آنان از طرف سازمانها و خیریهها، این افراد ممکن است به منظور پذیرش در یک بیمارستان روانی اقدام به تمارض کنند. مسکن است به نظر آید که چنین سازمانهایی بدین منظور ایجاد شده اند که اتاق و غذای مجانی، امکان در امان بودن از اقدامات پلیس، پناهگایی برای محافظت در برابر فراحتهای باند تبهکاران رقیب یا دوستان معتاد به مواد مخدر، که زندگی در خیابانها راحتی غیرقابل تحمل تر و خطرناک تر از آنچه که معمولاً هست میکنند.
۶. در جستجوی دارو
تمارض کنندگان ممکن است در تلاش برای بدست آوردن داروهای مورد علاقه و دلخواه تظاهر به بیمار بودن بکنند هم برای استفاده شخص خودشان و هم در محیط زندان، بعنوان وجه المعامله و وسیلهای برای معامله پایاپای برای تهیه سیگار، محافظت و یا جلب حمایت هم بندان دیگر.
متخصص بالینی باید برای تشخیص تمارض در درجه اول به فنون مصاحبه بالینی اعتماد کند.
آزمونهای روانشناختی تا اندازه ای موفق در تشخیص تمارض هستند. در حال حاضر یکی از آزمونهای روانشناختی که بطور وسیعی مورد استفاده قرار میگیرد و دارای مقیاس های اعتباری است، پرسشنامه چند وجهی شخصیتی مینه سو یا MMPI یا فرم امروزی و جدید آن ۲-MMPI میباشد. مفید بودن مقیاس F. K این پرسشنامه تأئید شده است، این مقیاس با کم کردن نمره خام K از نمره خام F بدست میآید. با افزایش شاخص F-K احتمال افزایش تمارض افزایش مییابد. اگر شاخص -F +۱۰=K شود در اینصورت اگر فرض شود که علائم نشان داده شده در نیمرخ MMPI یا ۲-MMPI تمارض بوده است این فرض در ۹۷/۵ درصد موارد صحیح خواهد بود.
مقیاس F در MMPI یا ۲-MMPI به تنهایی به عنوان نشانه ای از تمارض مطرح شده است، به ویژه وقتی که نمره آن بالای ۱۰۰ میباشد. به هرحال یک نمره بالا در F به تنهایی میتواند نشان ساده ای از روحیه کج فهمی جملات آزمون، یک حالت مخالفت ورزی یا روانپریشی واضح باشد. بهمین دلیل کاربرد MMPI یا ۲-MMPI بعنوان موثرترین وسیله برای تشخیص تمارض معرفی شده است.
مسیر و پیش آگهی
به طور کلی با توجه تلاشهای مکرر برای بازی دادن دیگران از طریق تقلید بیماری سیر فرمن و پیش آگهی بد اعلام گردیده است. تا زمانی که تمارض کننده فکر میکند تمارض کردن برای رسیدن به نفع یا خواسته ای مفید است به اینکار ادامه خواهد داد و درصورت عدم تشخیص مناسب و هماهنگ، به محض اینکه فرد به خواسته خود میرسد علائم تمارض از بین میرود. در بعضی از موقعیت های سازمان یافته مانند واحدهای نظامی یا زندان، نادیده گرفتن رفتار تمارض ممکن است منتهی از بین رفتن آنها بشود، مخصوصا اگر علی رغم ناراحتیها و علائم فرد به او تنظیم شود که در هر حال انتظاراتی از او میرود که باید بطور فعال و مستمر انجام بدهد. به احتمال زیاد، تمارض در کودکان با تمایل به یک بیماری رفتاری یا اضطراب بروز نماید، توجه صحیح به این شکل پیشرفته احتمالاً گرایش کودکان به تمارض را کاهش میدهد. بعید است که تمارض کنندگان از روشهای خاص پیشنهاد شده برای معالجه بیماری پیروی کنند. اگر آنها به طور مستقیم با عنوان تمارض خود مواجه شوند احتمالاً به جستجوی پزشک دیگری خواهند پرداخت تا اینکه پزشکی را پیدا کنند که تحت تأثیر نیریگ و فریب آنها قرار بگیرد. معمولاً علائم تنها وقتی کاهش مییابد که نتیجه دلخواه به دست آمده باشد یا مشخص شود که بی فایده میباشد، در اینصورت تمارض کنندگان بطور ناگهانی درمان را رها خواهند کرد. به هر حال همانطوری که انتظار میروند وقتی تمارض بیشتر تقویت شود به احتمال زیاد رفتار تمارضی مجدداً تکرار خواهد شد. تمارض کنندگان با تجربه و موفق، آمادگی و توانایی این را دارند که در مواقعی که جامعه آنان را به اینکار تشویق میکند مکرراً در طول زندگی خود دست به تمارض بزنند.
درمان
تمارض کنندگان دوست ندارند معالجه شوند. آخرین چیزی که آرزو میکنند، داشتن وضعیت تشخیصی میباشد آنها آگاهانه سیستم درمان را به بازی میگیرند، به امید دستیابی به منافع شخصی از هر نوع دستکاری و فریبکاری دریغ نمی کنند.
برای پزشک طرز برخورد مناسب حفظ حالت بی طرفی اولیه است. اگر پزشک به تمارض مشکوک باشد باید یک معاینه دقیق افتراقی انجام دهد. اگر در نتیجه معاینه تشخیصی، احتمال زیادی به تمارض داده شود، بیمار را باید به تدابیر اما قاطعانه از این نتیجه مطلع نمود. به هر حال نباید شخص را با خشونت از این کار منع کرد، دلایل زیربنایی نیریگ باشد مشخص شود و راههای مختلف ممکن برای دستیابی خواسته مورد نظر بایستی مورد بررسی قرار گیرد.
بیماریهای روانی مشابه بدرستی بایستی مورد بررسی قرار گیرد. اگر بیمار کاملاً برای برقراری ارتباط با پزشک تحت هر شرایط دیگری به استثناء تمارض و نیرنگ بی میل باشد در نهایت باید از تأثیرات مثبت روشهای درمانی گذشت و درمان را رها کرد.
پایان مقاله