این بیماری عبارتست از اختلال در تفکر، ادراک، شناخت و سایر جنبههای رفتار که در افراد مختلف و درطول زمان متغیر میباشد و تاثیر آن اغلب شدید و طولانی مدت میباشد.
این اختلال معمولا قبل از ۲۵ سالگی شروع میشود و تا آخر عمر باقی میماند و هیچ یک از طبقات اختماعی از ابتلای به آن در امان نیستند.
تشخیص اسکیزوفرنیا کاملا مبتنی بر شرح حال روانپزشکی و معاینه وضعیت روانی است و هیچگونه روش بررسی-آزمایشگاهی برای تشخیص آن وجود ندارد. کم توجهی و انزوای اجتماعی، از ویژگیهای این اختلال است و موجب آزار بیماران و خانوادههای آنها میشود.
۴ ویژگی خاص این بیماری که تحت عنوان 4A نامیده میشود و توسط دکتر بلولر (Bleuler) بیان شده، بشرح زیر میباشد.
- اختلال در تداعی (سستی تداعی) association
- اختلال در حالت عاطفی affect
- در خود ماندگی autism
- دو دلی ambivalence
شیوع مادام العمر اسکیزوفرنیا حدود ٪۱ است و این میزان در نواحی جغرافیایی مختلف یکسان نیست، مثلا در افرادی که در نواحی شهری جوامع صنعتی به دنیا آمدهاند، بالاتر است. در مردان وزنان مساوی است ولی شروع و سیر بیماری در دو جنس تفاوت دارد. در مردها زودتر از زنان شروع میشود بیشترین سن شروع در مردان ۱۰-۲۵ سالگی و در زنان ۲۵-۳۵ سالگی است. شروع اسکیزوفرنیا قبل از ۱۰ سالگی یا بعد از۶۰ سالگی بی نهایت نادر است.
مردان بیش از زنان ممکن است دچار علائم منفی شوند. زنان بیشتر از مردان ممکن است قبل از شروع بیماری کارکرد اجتماعی بهتری داشته باشند ولی عاقبت بیماران مونث بهتر از بیماران مذکر است. خویشاوندان نسبی درجه اول افراد مبتلا به اسکینرو فرنیا، در مقایسه باجمعیت عمومی، ۱۰ برابر بیشتر در معرض خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند.
افرادی که بعدا دچار اسکیزوفرنیا میشوند، بیشتر در زمستان و اوایل بهار متولد شدهاند، عوارض حاملگی و بدو تولد مواجهه با اپی دمی آنفلونزا، گرسنگی مادر در دوران بارداری و ناسازگاری عامل RH هم با ابتلا به اسکیزوفرنیا پس از تولد ارتباط دارند. در اغلب انواع اسکیزوفرنیا، عوامل ژنتیک دخالت داند. در دوقلوهای یک تخمکی که زمینه ژنتیک یکسانی دارند، میزان همگامی در مورد اسکیزوفرنیا حدود ٪۵۰ است که این میزان ۴ تا ۵ برابر همگامی دوقلوهای دو تخمکی یا میزان بروز در سایر بستگان درجه اول خواهر و برادر ها، والدین یا فرزندان است. فرزندانی که از پدر هایی با سن بالا متولد شدهاند، احتمال بیشتری برای ابتلا به اسکیزوفرنیا دارند.
از نظر بیوشیمیایی، اسکیزوفرنیا نتیجه فعالیت بسیار زیاد دوپا میزژیک است، و داروهای افزایش دهنده فعالیت دو پامنزیک که مشهورترینشان آمفتانین است، مقلد روانپریشی هستند.
آزاد شدن مفرط دو پامین در بییماران مبتلا به اسکیزوفرنیا به تشدید علائم روانپرشی مثبت مربوط است.
افزایش سروترنین، نوراپی نفرین و گابا (از دیگر ناقلهای عصبی) نیز در شروعلائم اسکیزوفرنیا نقش ویژه دارند.
خطر بروز اسکیزوفرنیا در کودکانی که رابطه مادر-کودک ضعیفی داشنتد، ۶ برابر بیشتر است و آن دسته از کودکان حاصل از مادران دچار اسکیزوفرنیا که در شرایط نا مساعدی بزرگ شده بودند، در مقایسه با آنهایی که در خانوادهای پر محبت و توسط والدین با ثبات پرورش یافته بودند، بیشتر دچار اسکیزوفرنیا شدند.
انواع اسکیزوفرنیا:
- پارانوئید
- نا بسامان
- کاتاتونیک
- نامتمایز
- باقیمانده
نوع پارانوئید: فرد اشتغال خاطر بایک یا چند هزیان همراه با توهمات مکرر شنوایی دارد. هذیانها عمدتا گسترده و آسیب و یا خود بزرگ بینی میباشد. در سنین بالاتری نسبت به سایر انواع شروع میشود این بیماران تا سنین ۳۰-۴۰ سالگی زندگی اجتماعی محکمی داشتهاند و از نظر تواناییهای ذهنی، واکنشهای هیجانی و رفتار، کمتر از بیماران مبتلا به سایر انواع اسکیزوفرنیا، واپس روانی نشان میدهند.
بیماران پارانوئید، نوعا پرتنش، شکاک، مقاوم، در خود فرو رفته و گاهی نیز پرخاشگرانه، ولی میتوانند در موقعیتهای اجتماعی، خود را به خوبی نشان دهند.
نوع نابسامان: این نوع مبتلا به نام هنجری شناخته میشد و عبارتست از پسرفت آشکار به رفتارهای بدوی، مهار گسیخته و سازمان نیافته، و فقدان علائم منطبق بر ملاکهای نوع کاتاتونیک. شروع زود هنگام و قبل از ۲۵ سالگی است. این افراد فعال هستند، اما فعالیتشان هدفمند و سازگار نیست. اختلال فکرشان بر جسته است و تماس جنسی با واقعیت ندارند. ظاهر آنها ژولیده و رفتار اجتماعی و پاسخهای هیجانیشان نا متناسب است. آنها اغلب، ناگهان و بدون هیچ دلیل واضحی، زیر خنده میزنند. خندیدن و شکلک در آوردن و بی مناسبت، در این نوع بیماران شایع است.
نوع کاتاتونیک: خیلی شایع نیست، آشفتگی واضح در کارکرد حرکتی دارند مثل بهت، مخفی کاری، سفتی عضلات، برآشفتگی، یا اتخاذ وضعیت خاص بدنی باشد.
نوع نامتمایز: غالبا بیمارانی که به وضوح قبلا به اسکیزوفرنیا هستند و نمی شود در یکی از انواع بالا گنجاند، آنها را تحت عنوان نوع نا متمایز دسته بندی میکنند.
نوع باقیمانده: وجود مداوم شواهد اختلال اسکیزوفرنیا، در غیاب مجموعه کامل علائم مرحله فعال یا علائمی که برای تشخیص نوع دیگری از اسکیزوفرنیا کافی باشد را شامل میشود. کندی هیجانی انزوای اجتماعی، رفتار نامتعارف، تفکر غیر منطقی و مختصر سیستمی تداعیها، همگی از علائم شایع نوع باقیمانده است. هذیان و توهم آنها، نه برجسته است و نه با حالت عاطفی پر قدرتی همراه است.
سابقه پیش فرضی، بیماران مبتلا به اسکیزو فرنیا، نوعا شخصیت اسکیزوتایمی یا اسکیزوتید است.
این بیماران منزوی و گوشه گیر هستند، سرو وضع بدی دارند، استحمام نمیکنند، با خود صحبت میکنند و بدون دلیل میخندند. عاطفه آنها کند است، مدام نگران صدمه دیدن از جانب دیگران میباشند و شایعترین توهم آنها، از نوع شنوایی است که اغلب به تهدید، اهانت، اتهام یا فحاشی می پردازند. توهم بینایی هم به میزان کم وجود دارد.
اختلال اسکیزوفرنیا در حقیقت اختلال در تفکر است یعنی محتوای فکر، شکل فکر و پردازش فکر دچار مشکل هستند. هذیان، بارزترین نمونه اختلال در محتوای فکر است و انواع گزند و آسیب، خود بزرگ بینی، حسادت، خیانت و پوچی دارد.
بیمار ممکن است معتقد باشد که یک موجود خارجی بر افکار یا رفتارش مساط است و یا او خود به شکل غیر معمول بر وقایع خارجی سلطه دارد گاهی دچار افکار انتساب میشوند و فکر میکنند دیگران یا رادیو و تلوزیون در مورد وی صحبت واشاره میکنند.
اختلال شکل فکر به طور عینی در زبان گفتاری و نوشتاری بیمار مشاهده میشود و شامل سستی تداعیها، بی ربط گویی، موازی گویی، حاشیه پردازی، واژه سازی، سالاد کلمات، پر حرفی مرضی و یا سکوت کامل میباشد.
یک عامل شایع در فرایند تفکر این بیماران، اشتغال خاطر با نیروهایی نا مرئی، تشعشع، فلسفه و تمایل به موضوعات اسرار آمیز، انتزاعی و نمادین است.
اختلالات جریان فکر عبارتند از: پرش افکار، وقفه فکر، مختل بودن توجه، فقر محتوای فکری، پایین بودن قدرت انتزاع و حاشیه پردازی. کنترل فکر به آن معناست که نیروهای خارجی، افکار یا احساسات بیمار را تحت نظارت یا تسلط دارند و شکل انتشار فکر است.
در این حالت بیمار می پندارد که دیگران قادر به خواندن ذهن وی هستند و یا اینکه افکار وی از طریق تلوزیون یا رادیو پخش میشود.
این بیماران گاهی اقدام به پرخاشگری و خشونت میکنند. ممکن است اقدام به خود کشی یا دیگر کشی نمایند که عمدتا در پاسخ به توهماتی است که به آنها دستور انجام کاری را میدهند.
۵۰-۲۰٪ بیماران اقدام به خودکشی میکنند و میزان خودکشی موفق در دراز مدت ٪۱۰-۱۳ است.
اغلب خودکشی این بیماران ناگهانی به نظر میرسد. حدود ٪۸۰ بیماران دچار اسکیزوفرنیا، زمانی در طول عمر خود، دچار دوره افسردگی اساسی میشوند.
بیماران مبتلا به اسکیزو فرنیا، نسبت به ماهیت و شدت اختلالشان، بصیرت کمی دارند، پس از نخستین دوران بیماری، بیمار به تدریج بهبود می یابد و به دنبا آن نیز ممکن است تا مدتها کارکرد مناسبی داشته باشد، اما معمولا عود صورت میگیرد.
به دنبال هر عود روانپریشی، تباهی بیشتری در کارکرد اولیه بیمار صورت میگدرد. بیماران مبتلا یه اسکیزوفرنیا، معمولا تا آخر عمر خود، در برابر فشارها آسیب پذیر خواهند بود. ظاهرا به مرور زمان از شدت علائم مثبت کاسته میشود ولی علائم منفی که فرد را از نظر اجتماعی از پا می اندازد، شدت بیشتری می یابند.
حدود ۱/۳ از بیماران، نوعی زندگی اجتماعی حاشیه ای یا منسجم دارند، اما مشخصه اکثر آنها بی هدفی، فعال نبودن، بستری شدن مکرر، بی خانمانی و فقر است.
حدود ٪۱۰-۲۰ بیماران، عاقبت خوب و بیش از ٪۵۰ بیماران عاقبت بد دارند زیرا بطور مکرر بستری میشوند و علائم آنها افزایش می یابد. بطور کلی ٪۲۰-۳۰ زندگی بهنجار، ٪۲۰-۳۰ دارای علائم متوسط و ٪۴۰-۶۰ نیز، آخر عمر با این بیماری دست به گریبان هستند.
درمان: شامل درمان طبیعی-روان درمانی، الکتروشوک درمانی بصورت سرپایی و بستری می باشد.
پایان مقاله